قصه وقت ندارم

خرید بک لینک
میگه وااای خوشبحالتون که بیکارید

پلیور پسرمو میبینه میپرسه از کجا خریدی برا پسرم بگیرم
میگم خودم بافتم میگه مگه میشه خیلی شبیه بازاریه
میگم خب بازاریو هم یکی بافته
میگه آره خوش بحالت بیکاری من وقتشو ندارم
پسرم میگه خاله من قرآن و زبان بلدم مامانم یادم داده بخونم
میگه وای خوش به حالت که یه مامان بیکار داری
تو تلگرام گروه بچه داری دارم اونجا بهم میگن خوش به حالت که بیکاری و می تونی رو کودک مطالعه داشته باشی
میاد تو اتاق کارم میگه خط و نقاشی ها چه قشنگه ای بیکار نکنه کار خودته
میگم آره تمرینامه
چیدمان خونه رو میبینه میگه دیگه جای سوال نداره کار خود بیکارته
با لبخند میگم آره
شام میارم سر میز میگه من مثل تو کدبانو نیستما خونه ما اومدین انتظار این تزیین ها رو نداشته باشی من وقت ندارم
بعد شام دسر ها رو میبینه میگه وااای تو چقدر حوصله و اعصاب و وقت اضافه داری
داره از خونه میره بیرون گلدان های گلم رو میبینه میگه چقدر خوبه که انقدر بیکاری
نشستم به همه حرفاش فکر کردم
اون وقت نداره و من بیکارم
اون فقط روزی سه ساعت تو مدارس میره و ریاضی درس میده
و من فقط رسما جایی نمیرم کار کنم
ولی من با انجام همه این کارها بیکارم
و اون وقت نداره
کاش یه کم بلد باشیم درست برنامه ریزی کنیم
و یه کم درست حرف بزنیم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۶ساعت 10:17&nbsp توسط ترانه-هدیه |

بهم زمان بدیم...

ما را در سایت بهم زمان بدیم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 1:37

صفحه بندی